رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا، من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی. یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو
که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته می گویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم. تویی والاترین مهمان دنیایم.
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی. ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که می ترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت، خالقت، اینک صدایم کن مرا، با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمی فهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان / قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم / قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو میگوید
تو را در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد
شعری از سهراب سپهری
۱۳۹۰
امسال اولین سالی است که تخم مرغ رنگ نکردم و موقع سال تحویل خواب بودم.
این یعنی یک ساله متفاوت رو پیش رو خواهم داشت..سال ۸۹ رو پشت سر گذاشتیم یکی از اعضای خونوادمون متاهل شد...و همین طور دوستم زهرا ...که براش آرزوی خوشبختی میکنم در کنار همسر خوبش.
سال۸۹ آزمایشی کنکور ارشد دادم...
سال ۸۹ کلاس موسیقی رفتم
سال ۸۹کم کتاب خوندم
اما در کل سال پر باری بود در عین حال که سنگینیش اذیتم میکرد
اما سال ۹۰
میخوام خوب باشم.
بیشتر به وبلاگم خواهم رسید و قول میدم در هر آپم یک کتاب معرفی کنم یا حتی خلاصه شو بگم براتون...
به امید
یک سال پر برکت و پر بار
انشالا....
جملات زیبا در خصوص خوشبختی
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
خوشبخت کسی است که راه قدردانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند. (گوته)
خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بدبختانه صاحب خانه در آن موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود. (برناردشاو)
من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد. (آبراهام لینکلن)
برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشی های عالم نیست. (آرتور شوپنهاور)
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از آنجا می گذریم وآن دل خود ماست. (موریس متر لینگ)
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از آن بر خوردار کنیم. (کارمن سیلوا)
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید. (درایدن)
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید. (لناو)
انسان در آغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند. (دشتی)
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است. (آندره موروا)
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد. (هرشل)
این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد. (ویلیام شکسپیر)
به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست آوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است. (لوسیا)
انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود. (ساموئل اسمایلز)
اگر به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید. (ساچل پیچ)
خوشبختی چیزی نیست که آن را حس کنیم فقط باید آن را به یاد بیاوریم. (اسکار وایلد)
به او بیاموزید که هرگز حسد نورزد.
به او بیاموزید که هرگز از اشک ریختن خجالت نکشد.
به او نقش و تاثیر شگرف و مهم خندیدن را یاداوری کنید.
به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.
به فرزندم بیاموزید به ازای هر انسان ناپاک انسانهای صادقی هم وجود دارند.
به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.
به او بیاموزید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.
به او یاد بدهید همه ی حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.
به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای حرف اش بایستد وبا تمام قوا
بجنگد.
نماز و میدان مغناطیسی
آنگونه که از تصاویر به دست آمدهاز میدان مغناطیسی زمین پیداست .به طور شگفت
انگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد میدان مغناطیسی بدنش بر
میدان مغناطیسی زمین منطبق میگردد و در مدتی که در نماز ایستاده میدان بدنش
منظم میگردد.
نماز و بارهای الکتریکی
بارهای زایدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود میآیند هم بر میدان بدن و
هم بر امواج مغزی اثر سوئ دارند این اثرات در نواحی که اعصاب در آن تحرک بیشتری
دارند خطرات جدی تری ایجاد میکنندو باید هر چه سریع تر از آن نواحی دور شوند.
به طرز شگفت آوری میبینیم که این نواحی دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته
میشوند و بنا بر تحقیقات صورت گرفته بهترین راه دفع این بارهای زاید استفاده از یک
ماده ی رسانا ست که سریع ترین و ارزان ترین و بی ضررترین ماده برای این کار آب
است…و جالب اینجاست که آب هرچه خالص تر باشد سریع تر بارهای ساکن را از
بدن ما به اطراف گسیل میدهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسان
سفارش شده این اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزی
با دفع بار های زاید بدن در وضو امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار میگیرند .
علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود میاید تشعشع امواج
آلفاتوانایی مغز در تولید این امواج را افزایش میدهد.
طولانی ترین راهها با با اولین قدم ها پیموده میشود.
The longest roads are traveld by the first steps
Insteat of cursing the darkness light up a candle
به جای نفرین بر تاریکی شمعی روشن کن.
...
-جهان هرکس به وسعت اندازه ی فکر اوست
Ones world is as big as his thaughs
-افسوس ها را ببوس وکنار بگذار
Forget regrets and put them aside
-به افکار بزرگ فکر کن ولی از شادی های کوچک لذت ببر
Think about great thoughts but enjoy littel joys.
ميخواهم بگويم ......
فقر همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ،
ولي
آن چيز پول نيست .....
طلا و غذا نيست .......
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته
یک كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،
كه روزنامه هاي برگشتي
را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است
که روی آن يادگاري نوشته اند ...
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل
به خیابان انداخته ميشود ...
فقر ، همه جا سر ميكشد ...
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر روز را بی اندیشه سر کردن است.
(دکتر شریعتی)